محمد مهريار
512
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
در مىآيد . اما جزء اول « شر » همان است كه در پارسى حاضر در آبشار و شستن و بسيارى ديگر از مشتقات اين كلمه داريم و در اوستايى نيز ريشهء « شر » و « ژر » و « غژر » به همين معانى وجود دارد و بنابراين با آب رابطه دارد ( آبغژر - آبشار ) . و اما جزء دوم « و » كه در تلفظ و تداول امروزى به صورت حرف « واو » مكسور به گوش ما مىرسد ، همان تغييريافتهء « او » است كه بر اثر تطور و كثرت استعمال حرف اول آن ساقط مىشود و به جاى « شرآو » ، « شرو » تلفظ مىشود . اما جزء آخر « دان » همان پسوند محل است و جايگاه كه در مرغدان ، خوكدان و امثال اينها و بسيارى ديگر از اين واژهها داريم و نشاندهندهء همان محل و مكان است . بنابراين واژهء ما به معناى جايى است كه آب در آن با شدت جريان دارد ، مىشويد و زراعت شكوفا به وجود مىآورد . شواز ov z شواز نام ديهى است از دهستان بنادكوك يزد . دهستان بنادكوك دهستانى است بسيار وسيع با ديههاى بسيار و از جمله ، ديه شواز است كه در سال 1345 ( سال آمارى ما ) 599 نفر جمعيت داشته است . « 1 » شواز ديهى است نسبتا بزرگ و از همهء ديههاى ديگر اين ناحيه ، جز بنادكوك ديزه ، از لحاظ جمعيت بزرگتر است . مىدانيم كه ناحيت يزد از نواحى قديم تمدن و حضارت ايران بوده و خود نام يزد و ديههاى معتبر آن ، ديگر همه با نامهاى قديمى ، يكى از آشكارترين شواهد اين قدمت و حضارت است . نشانى از قدمت تمدن در اين ناحيه در استحكام مبانى اخلاقى اهالى و نوع معيشت و ساختمان و كيفيات خاص تخصص در زراعت و صنعت ديده مىشود . چون در اينباره مكرر گفتوگو كردهايم مىپردازيم به نام با شكوه ديه . واژهشناسى : با دقت نظر در واژهء شواز مىبينيم كه به دو جزء « شو + آز » تجزيه مىشود . اما جزء « شو » همان واژهاى است كه از واژهء شوييدن و شستن مىآيد و اما جزء دوم آن با آب نسبت دارد و مكرر گفتهايم كه « آز » ، « اوز » ، « ايز » و « ايج » و چند واژهء ديگر همه به نحوى نسبت با آب را مىرساند و به معناى روانى و جارى شدن آب است و شواز روى هم رفته
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 100 .